regenerates
UKridʒenəreits
معنی فارسی
دوباره توليد کردن دوباره بوجود اوردن روح تازه بخشيدن
دوباره توليد کردن دوباره بوجود اوردن روح تازه بخشيدن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن