دیکشنری فارسی

regimentally

معنی فارسی

هنگ گروه بسيار هنگ هنگ کردن بچندهنگ تقسيم کردن

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a regimental manner or by regiments “Derived from adjective: regimental”

واژه‌های دیگر با معنی «هنگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن