دیکشنری فارسی

regional

UKriːdʒənl US'ri:dʒənəl

معنی فارسی

ناحيه اي

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝl/adj.

ناحیه‌ای، منطقه‌ای، اقلیمی (در برابر: محلی local)

we must allow local needs to take precedence over regional

باید بگذاریم نیازهای محلی بر نیازهای منطقه‌ای ارجحیت داشته باشد.

ایالتی، استانی، ولایتی، شهرستانی

regional problems as well as those of the capital

مسایل شهرستان‌ها و همچنین مسایل پایتخت

محلی، جایگاهی

a regional turn of speech

لهجه‌ی محلی

the regional government

دولت محلی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. characteristic of a region “regional flora” “Pertains to noun: region”
  2. related or limited to a particular region “a regional dialect”

واژه‌های دیگر با معنی «ناحيه اي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن