دیکشنری فارسی

registry

UKredʒistriː US'redʒıstrı

معنی فارسی

دفترخانه محضر رسمي

معنی کامل و مثال‌ها

/rej´is trē/n., pl.

● رجوع شود به: registration

● اداره‌ی ثبت، اتاق ثبت

● دفتر ثبت، نگاشتنامه

● (کشتی بازرگانی) پروانه‌ی ملیت 5 - فهرست

تعریف انگلیسی

noun
  1. an official written record of names or events or transactions

مترادف‌ها

noun
1. Registering, enrolment, recording.
2. Registrar's office.
3. Record, register.

واژه‌های دیگر با معنی «دفترخانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن