دیکشنری فارسی

regularization

معنی فارسی

تنظيم انتظام

تعریف انگلیسی

noun
  1. the condition of having been made regular (or more regular)
  2. the act of bringing to uniformity; making regular

واژه‌های دیگر با معنی «تنظيم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن