reloaded UKriloudid معنی فارسی برداشته شده واژههای دیگر با معنی «برداشته شده» radiographic باپرتومجهول برداشته شده، وابسته به پرتونگاري phototype کليشه اي که از عکس برداشته شده است lutine bell زنگ کشتي لوتين، زنگ که از کشتي قديمي، لوتين برداشته شده و در دفتر شرکت بيمه