relume
معنی فارسی
دوباره روشن کردن
معنی کامل و مثالها
/rē lōōm´/vt.
● (قدیمی) دوباره روشن یا مشتعل کردن، باز افروختن، باز رخشاندن (relumine هم میگویند)
مترادفها
verb active
Rekindle, reillumine, relumine, relight, light again, light anew.
دوباره روشن کردن
/rē lōōm´/vt.
● (قدیمی) دوباره روشن یا مشتعل کردن، باز افروختن، باز رخشاندن (relumine هم میگویند)
verb active
Rekindle, reillumine, relumine, relight, light again, light anew.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن