دیکشنری فارسی

remembering

UKrimembəriŋ USrı'membərıŋ

معنی فارسی

بخاطر اوردن ياد اوردن بخاطر داشتن بخاطر سپردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. the cognitive processes whereby past experience is remembered “he can do it from memory” “he enjoyed remembering his father”

واژه‌های دیگر با معنی «بخاطر اوردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن