دیکشنری فارسی

remunerate

معنی فارسی

پاداش دادن به تلافي کردن اجرت دادن مزد دادن

معنی کامل و مثال‌ها

/ri myōō´nǝ rāt´/vt.

مزد دادن، اجرت دادن، پاداش دادن، (در مقابل کار یا خسارت و غیره) پول دادن

they have not yet remunerated me for the work I have done

هنوز مزد کاری را که کرده‌ام نداده‌اند.

مترادف‌ها

verb active
1. Reward, requite, compensate, pay, recompense, satisfy, repay.
2. Reimburse, repay, pay, indemnify.

واژه‌های دیگر با معنی «پاداش دادن به»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن