دیکشنری فارسی

renitency

معنی فارسی

مقاومت مخالفت پشت پازني سرکشي

مترادف‌ها

noun
1. Resistance (of solid bodies to pressure), opposition, antagonism.
2. Reluctance, moral resistance, disinclination.

واژه‌های دیگر با معنی «مقاومت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن