دیکشنری فارسی

reorganized

UKriːɔːgənaizd USrı'ɔ:gə'naızd

معنی فارسی

دوباره تشکيلات دادن (در) ،

سازمان دوم باره دادن (در) ،

تجديد سازمان کردن ،

نوسازي يا از نو سازماندهي تشکيلات

تعریف انگلیسی

adjective
  1. organized again “a reorganized business”

واژه‌های دیگر با معنی «دوباره تشکيلات دادن (در)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن