دیکشنری فارسی

reparative

UKripærətiv

معنی فارسی

جبران کننده جبران آميز اصلاحي

معنی کامل و مثال‌ها

/ri par´ǝ tiv/adj.

● مرمتی، ترمیمی، وابسته به تعمیر یا بازسازی

● غرامتی، تاوانی

مترادف‌ها

I. adjective
Restoring, restorative, reviving, amending.
II. noun
Cure, remedy, medicine, restorative, corrective.

واژه‌های دیگر با معنی «جبران کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن