repatriated
UKriːpætrieitid
USrı'peıtrı'eıtıd
معنی فارسی
به ميهن خود برگرداندن ، به ميهن (خود) برگشتن
به ميهن خود برگرداندن ، به ميهن (خود) برگشتن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن