repentant
معنی فارسی
تائب پشيمان توبه کار
معنی کامل و مثالها
/-tǝnt/adj.
● پشیمان، نادم، توبهکار
● وابسته به پشیمانی، نادمانه، ندامتآمیز، توبهآمیز
repentant tears
اشکهای توبهآمیز
مترادفها
adjective
1. Penitent, sorry, sorrowful.
2. Penitential.