دیکشنری فارسی

repugn

معنی فارسی

مخالفت کردن (با) تناقص داشتن (با) ناسازگار بودن (با)

معنی کامل و مثال‌ها

/ri pyōōn´/vt., vi.

● (نادر)مقاومت کردن، مخالفت کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. to make the subject of dispute, contention, or litigation “They contested the outcome of the race” “Somebody ----s something” “Somebody ----s that CLAUSE”

واژه‌های دیگر با معنی «مخالفت کردن (با)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن