residencies
UKrezidənsiz
US'resı'densız
معنی فارسی
محل اقامت نماينده دولتي در کشوري که تحت
الحمايه آن دولت است
محل اقامت نماينده دولتي در کشوري که تحت
الحمايه آن دولت است
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن