respirable
معنی فارسی
قابل تنفس
معنی کامل و مثالها
/res´pǝr ǝ bǝl/adj.
● قابل تنفس، قابل دمزنی، دمزنشی
● قادر به دمزنی
قابل تنفس
/res´pǝr ǝ bǝl/adj.
● قابل تنفس، قابل دمزنی، دمزنشی
● قادر به دمزنی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن