respired
UKrispaiəd
معنی فارسی
دم زدن ، نفس کشيدن ، تنفس کردن ،
اميد تازه پيدا کردن ، آسودن ، مهلت داشتن
دم زدن ، نفس کشيدن ، تنفس کردن ،
اميد تازه پيدا کردن ، آسودن ، مهلت داشتن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن