دیکشنری فارسی

restful

UKrestfəl US'restfəl

معنی فارسی

ارام بخش راحت بخش ارام اسوده

معنی کامل و مثال‌ها

/rest´fǝl/adj.

● آرامبخش

restful colors

رنگ‌های آرامبخش

● راحت

a restful sleep

یک خواب راحت

● آرام، آسوده

she cried a bit and then became restful

قدری گریه کرد و سپس آرام شد.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. affording physical or mental rest “she spent a restful night at home”

واژه‌های دیگر با معنی «ارام بخش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن