دیکشنری فارسی

restiform

معنی فارسی

طنابي پيچيده

معنی کامل و مثال‌ها

/res´tǝ fôrm´/adj.

● طناب مانند، نخسان

● (کالبد شناسی) طناب عصبی

واژه‌های دیگر با معنی «طنابي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن