resupinate معنی فارسی وارونه معنی کامل و مثالها /ri sōō´pǝ nāt´/adj.● (گیاهشناسی) واژگون، وارون واژههای دیگر با معنی «وارونه» topsyturvy وارونه، واژگون، سروته reverse وارونه، واژگون، معکوس head over heels وارونه، پشت ورو، نا اميدانه topsy turvy وارونه، واژگون، سروته inverse وارونه، معکوس، عکس upside down وارونه، سروته، بطورمعکوس outside in وارونه، پشت رو heels over head وارونه، معلق back azimuth method گراي وارونه، گراي معکوس در اخراج اشعه (نقشه برداري) turned inside out وارونه (شده)، پشت رو شده