resurge
معنی فارسی
زنده شدن دوباره برخاستن
معنی کامل و مثالها
/ri su_rj´/vi.
● (رجوع شود به: surge بعلاوهی re-) دوباره موج زدن
● دوباره برخاستن، رستاخیز کردن، دوباره بلند شدن، بازخیزیدن
تعریف انگلیسی
verb
- rise again “His need for a meal resurged” “The candidate resurged after leaving politics for several years” “Something ----s”