دیکشنری فارسی

resurge

معنی فارسی

زنده شدن دوباره برخاستن

معنی کامل و مثال‌ها

/ri su_rj´/vi.

● (رجوع شود به: surge بعلاوه‌ی re-) دوباره موج زدن

● دوباره برخاستن، رستاخیز کردن، دوباره بلند شدن، بازخیزیدن

تعریف انگلیسی

verb
  1. rise again “His need for a meal resurged” “The candidate resurged after leaving politics for several years” “Something ----s”

واژه‌های دیگر با معنی «زنده شدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن