retail
معنی فارسی
خرده فروشي خرده جزئي خردخرد جزجز
معنی کامل و مثالها
/rē´tāl´, ri tāl´/n., adj., adv.,vt., vi.
● خردهفروشی (در برابر: عمدهفروشی wholesale)، تک فروشی، پیلهوری
the retail price of each commodity is higher than its wholesale price
بهای خردهفروشی هر کالا از بهای عمدهفروشی آن بیشتر است.
a retail store
مغازهی خردهفروشی
a retail merchant
خردهفروش، پیلهور
● پیلهوری کردن، خردهفروشی کردن یا شدن، تک فروشی کردن
this book retails for $ 20
این کتاب به قیمت بیست دلار تک فروشی میشود.
our shop retails all kinds of fabrics
مغازهی ما انواع پارچهها را خرده فروشی میکند.
● (شایعه یا راز یا داستان و غیره) بازگوکردن، پدیسار کردن، تکرار کردن، پراکندن
to retail a gossip
شایعهای را پراکندن
to retail a secret
رازی را بازگو کردن
* at retail
به بهای خرده فروشی، (مستقیما) از فروشنده به مصرف کننده
تعریف انگلیسی
- the selling of goods to consumers; usually in small quantities and not for resale
- be sold at the retail level “These gems retail at thousands of dollars each” “Something is ----ing PP”
- sell on the retail market “Somebody ----s somethingIII”
- at a retail price “I'll sell it to you retail only”
مترادفها
verb active
1. Sell in small quantities.
2. Deal out in small portions.