retiringness معنی فارسی غير معاشر کمرو کناره گير وابسته به بازنشستگي واژههای دیگر با معنی «غير معاشر» retiring غير معاشر، کمرو، کناره گير superannuating غير معاشر، کمرو، کناره گير sullen عبوس، ترشرو، کج خلق