retrenched
UKritrentʃt
USrıt'rentʃt
معنی فارسی
کم کردن کاهش دادن کسر کردن قطع کردن بريدن کوتاه کردن مختصر
کم کردن کاهش دادن کسر کردن قطع کردن بريدن کوتاه کردن مختصر
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن