دیکشنری فارسی

retrogress

معنی فارسی

پس رفتن برگشتن تنزل کردن فاسد شدن روبيدي گذاردن

معنی کامل و مثال‌ها

/re´trǝ gres´,re´trǝ gres´/vi.

پسروی کردن، به قهقرا رفتن، پسگرد کردن

به حالت پیشین بازگشتن، بدتر شدن (به ویژه بیماری)، عود کردن

رجوع شود به: regress

تعریف انگلیسی

verb
  1. get worse or fall back to a previous condition “Verb Frames:” “Something ----s” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”
  2. go back to bad behavior “Those who recidivate are often minor criminals” “Verb Frames:” “Somebody ----s”

واژه‌های دیگر با معنی «پس رفتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن