دیکشنری فارسی

revenue

UKrevənjuːeidʒənt US'revə'nu:

معنی فارسی

درآمد عايدي عايدات ماليات

معنی کامل و مثال‌ها

/rev´ǝ nōō´/n.

● درآمد، عایدی

● بازده سرمایه‌گذاری، سود سهام

● درآمد دولت (از محل مالیات‌ها و گمرک و غیره)، درآمد مالیاتی، عوارض

● منبع درآمد

● اداره‌ی مالیات‌ها

* the Internal Revenue Service

(آمریکا) اداره‌ی مالیات بر درآمد

تعریف انگلیسی

noun
  1. the entire amount of income before any deductions are made
  2. government income due to taxation

مترادف‌ها

noun
1. Income, receipts.
2. Return, reward.

واژه‌های دیگر با معنی «درآمد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن