revenue
UKrevənjuːeidʒənt
US'revə'nu:
معنی فارسی
درآمد عايدي عايدات ماليات
معنی کامل و مثالها
/rev´ǝ nōō´/n.
● درآمد، عایدی
● بازده سرمایهگذاری، سود سهام
● درآمد دولت (از محل مالیاتها و گمرک و غیره)، درآمد مالیاتی، عوارض
● منبع درآمد
● ادارهی مالیاتها
* the Internal Revenue Service
(آمریکا) ادارهی مالیات بر درآمد
تعریف انگلیسی
noun
- the entire amount of income before any deductions are made
- government income due to taxation
مترادفها
noun
1. Income, receipts.
2. Return, reward.