دیکشنری فارسی

revert

USrı'və:t

معنی فارسی

برگشتن ، رجوع کردن ، برگشت کردن ، برگرداندن ،

کسيکه بکيش نخستين خود برگرد د

معنی کامل و مثال‌ها

/ri vu_rt´/vi., n.

(زیست‌شناسی - دارای ویژگی‌های اجداد دوردست شدن) تباردیس شدن

(به عادات یا ویژگی‌ها یا اندیشه‌ها یا طرز حرف زدن و غیره‌ی گذشته) برگشتن، پسگشت کردن، رجعت کردن

after a while he reverted to his addiction

پس از چندی به اعتیاد خود بازگشت.

after the departure of the settlers, the area reverted to desert

پس از رفتن کوچگران، آن ناحیه دوباره بیابان شد.

it is said that the elderly revert to their childhood habits

گفته می‌شود که سالمندان به عادات کودکی خود بازگشت می‌کنند.

(حقوق) رجعت مجدد دارایی به شخص یا ورثه‌ی او

برگشته آیین، کسی که به دین اولیه‌ی خود برمی‌گردد

پسگشتگر

تعریف انگلیسی

verb
  1. go back to a previous state “We reverted to the old rules” “Verb Frames:” “Something ----s” “Somebody ----s” “Something is ----ing PP” “Somebody ----s PP”
  2. undergo reversion, as in a mutation “Verb Frames:” “Something ----s”

مترادف‌ها

I. verb active
1. Reverse, turn back.
2. Repel, drive back, turn back.
II. verb neuter
Return, recur, come back, turn back.

واژه‌های دیگر با معنی «برگشتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن