دیکشنری فارسی

tergiversate

معنی فارسی

برگشتن ، مرتد شدن ، از مسلک خود دست کشيدن ،

طفره زدن ، تناقص گويي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/tu_r´ji vǝr sāt´/vi.

مرتد شدن، (از عقیده یا دین و غیره) برگشتن

بهانه آوردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. abandon one's beliefs or allegiances “Verb Frames:” “Somebody ----s something”
  2. be deliberately ambiguous or unclear in order to mislead or withhold information “Verb Frames:” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”

واژه‌های دیگر با معنی «برگشتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن