دیکشنری فارسی

revolving

UKrivɔlviŋ USrı'vɔlvıŋ

معنی فارسی

راجعه رجعي گردنده دوراني چرخنده .

معنی کامل و مثال‌ها

/-viŋ/adj.

● (به ویژه نورافکن فرودگاه) چرخان

the airport's revolving beacon

نورافکن چرخان فرودگاه

● (بازرگانی) گردان، درگردش

a revolving fund

تنخواه گردان

a revolving credit

اعتبار گردان

مترادف‌ها

adjective
Turning, rolling, moving round.

واژه‌های دیگر با معنی «راجعه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن