revolving
UKrivɔlviŋ
USrı'vɔlvıŋ
معنی فارسی
راجعه رجعي گردنده دوراني چرخنده .
معنی کامل و مثالها
/-viŋ/adj.
● (به ویژه نورافکن فرودگاه) چرخان
the airport's revolving beacon
نورافکن چرخان فرودگاه
● (بازرگانی) گردان، درگردش
a revolving fund
تنخواه گردان
a revolving credit
اعتبار گردان
مترادفها
adjective
Turning, rolling, moving round.