دیکشنری فارسی

rhomb

UKrɔmbik

معنی فارسی

معين لوزي

معنی کامل و مثال‌ها

/rämb, räm/n.

رجوع شود به: rhombus

مترادف‌ها

noun
Rhombus, lozenge, oblique angled parallelogram (with equal sides).

واژه‌های دیگر با معنی «معين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن