rhyme
UKraim
USraım
معنی فارسی
دوره دار کردن ، زهوار گذاشتن (به) ،
لبه دار يا حاشيه دار کردن
معنی کامل و مثالها
/rīm/n., vt., vi.
● شعر (قافیه دار)
writers of pleasant rhymes
نویسندگان شعرهای خوشایند
● قافیه، پساوند، سجع
● واژهی هم قافیه (با واژهی دیگر)، همپساوند
● قافیه دار کردن
● شعر گفتن، قافیه پردازی کردن، قافیه ساختن
● هم قافیه بودن یا شدن، همپساوند شدن (rime هم مینویسند)
"cover" rhymes with "lover"
"cover" با "lover" هم قافیه است.
* rhyme or reason
(پس از no یا without و غیره) حساب و کتاب، معنی و ترتیب
تعریف انگلیسی
verb
- correspondence in the sounds of two or more lines (especially final sounds)
- a piece of poetry
- compose rhymes “Verb Frames:” “Somebody ----s”
- be similar in sound, especially with respect to the last syllable “hat and cat rhyme” “Verb Frames:” “Something ----s”