دیکشنری فارسی

rhyme

UKraim USraım

معنی فارسی

دوره دار کردن ، زهوار گذاشتن (به) ،

لبه دار يا حاشيه دار کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/rīm/n., vt., vi.

شعر (قافیه دار)

writers of pleasant rhymes

نویسندگان شعرهای خوشایند

قافیه، پساوند، سجع

واژه‌ی هم قافیه (با واژه‌ی دیگر)، هم‌پساوند

قافیه دار کردن

شعر گفتن، قافیه پردازی کردن، قافیه ساختن

هم قافیه بودن یا شدن، هم‌پساوند شدن (rime هم می‌نویسند)

"cover" rhymes with "lover"

"cover" با "lover" هم قافیه است.

* rhyme or reason

(پس از no یا without و غیره) حساب و کتاب، معنی و ترتیب

تعریف انگلیسی

verb
  1. correspondence in the sounds of two or more lines (especially final sounds)
  2. a piece of poetry
  3. compose rhymes “Verb Frames:” “Somebody ----s”
  4. be similar in sound, especially with respect to the last syllable “hat and cat rhyme” “Verb Frames:” “Something ----s”

واژه‌های دیگر با معنی «دوره دار کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن