دیکشنری فارسی

rib cage

معنی فارسی

قفسه سينه قفسه صدري.

معنی کامل و مثال‌ها

● قفسه‌ی سینه

تعریف انگلیسی

noun
  1. the bony enclosing wall of the chest

واژه‌های دیگر با معنی «قفسه سينه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن