thoracic cage معنی فارسی قفسه سينه قفسه صدري واژههای دیگر با معنی «قفسه سينه» gasoem قفسه سينه، گاسوم تکواندو rib cage قفسه سينه، قفسه صدري. presternum قسمت جلو قفسه سينه پستانداران. thoraces (صندوقه) سينه، صدر، قفسه سينه thorax (صندوقه) سينه، صدر، قفسه سينه