ridable UKridəbl معنی فارسی قابل سواري سواره رو واژههای دیگر با معنی «قابل سواري» seaworthy قابل سواري در دريا، بادوام براي ميافرت دريا sailable قابل کشتيراني، دريارو، قابل سواري دردريا navigable قابل کشتيراني، دريارو، قابل سواري در دريا