ridging معنی فارسی پشته خرپشته تيغ رشته برآمدگي مرز آبريز مقسم واژههای دیگر با معنی «پشته» Hurst پشته، تپه کوچک، تپه زيرابي ridge پشته، خرپشته، تيغ hummock پشته، تپه گرد، برامدگي زمين در مرداب esker پشته، خاکريز بلند تپه ماهور مانند knap پشته، تپه کوچک، سر تپه knoll پشته، تپه کوچک، سر تپه cumuliform پشته سان، پشته ديس، پشته اي sand hill ريگ پشته، ريگ توده stacker پشته ساز، پشته کن mamelon پشته گرد