دیکشنری فارسی

riffle

UKrifl US'rıfəl

معنی فارسی

خميدگي ،

کمي عمق رودخانه که موجب تقسيم اب گردد،

اب جاري در قسمت کم عمق رود، بر زدن.

معنی کامل و مثال‌ها

/rif´ǝl/n., vt., vi.

● (بخش کم ژرفای رودخانه که آب روی آن مواج یا افتان و خیزان می‌شود) پایابگاه، تنگاب، تنگابگاه، پیچان‌رود، لرزآبگاه

● (امواج کوچک آب هنگام گذر از بخش کم ژرفای رود) لرز آب، آب لرز

● (آب پخشان سرند مانندی که با آن طلا را از آب رود یا نهر می‌گیرند) زرگیر

● (از تنگابگاه یا زرگیر) گذراندن یا رد شدن

● تنگاب یا زرگیر ساختن

● (صفحات کتاب را مثل هنگام بر زدن ورق بازی، خم کردن و از زیر انگشت شست لغزاندن) تند ورق زدن

● (ورق بازی) بر زدن (با نگاه داشتن دو دسته ورق در برابر یکدیگر و الا می‌گویند: shuffle)

تعریف انگلیسی

verb
  1. a small wave on the surface of a liquid
  2. shuffling by splitting the pack and interweaving the two halves at their corners
  3. twitch or flutter “the paper flicked” “Somebody ----s something”
  4. stir up (water) so as to form ripples “Something ----s” “Somebody ----s something”
  5. look through a book or other written material “He thumbed through the report” “She leafed through the volume” “Somebody ----s PP” “The customs agents riffle the bags for drugs”
  6. shuffle (playing cards) by separating the deck into two parts and riffling with the thumbs so the cards intermix “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «خميدگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن