right of priority معنی فارسی حق تقدم الويت واژههای دیگر با معنی «حق تقدم» pas حق تقدم، گام، شيوه رقص major road راه با حق تقدم، راه با حق پيش افت، راه با پيش افت priorship تقدم، حق تقدم، اولويت. privilegium قانون عطف به ما سبق شونده، حق تقدم در شکار حيوانات اهلي precedency پيشي، اولويت، حق تقدم preempt قبضه کردن، به انحصار دراوردن.، باحق شفعه خريدن preferment ترفيع، بالابري، ترقي precedence پيشي، تقدم، سبقت prerogative حق ويژه، امتياز ويژه، پيشي