دیکشنری فارسی

righteously

UKraitʃiəauzliː US'raıtʃəslı

معنی فارسی

عادلانه نيکوکارانه پرهيزگارانه از روي عدالت درست کارانه

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a righteous manner “righteously indignant” “Derived from adjective: righteous”

مترادف‌ها

adverb
Equitably, justly, honestly, up rightly.

واژه‌های دیگر با معنی «عادلانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن