دیکشنری فارسی

rightfully

UKraitfuliː US'raıtfəlı

معنی فارسی

حقا باداشتن حق از روي حقانيت

تعریف انگلیسی

adverb
  1. by right “baseball rightfully is the nation's pastime” “Derived from adjective: true (for: truly), rightful”

واژه‌های دیگر با معنی «حقا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن