rimming معنی فارسی دوره زهوار کناره لبه حاشيه ديواره کم سطح دريا واژههای دیگر با معنی «دوره» career دوره، دوره زندگي، خط مشي rim دوره، زهوار، کناره review دوره، مرور، بازديد reviewal دوره، مرور، بازديد one's d. دوره، شخص، روز پذيرايي شخص درهفته felloe دوره، کمانه felly دوره، کمانه periodicals دوره اي، مجلاتي که بصورت دوره اي ماهانه، سه ماهه peripheral دوره اي، بروني، محيطي rimless بي دوره، بي زهوار، بي کم