ring d. معنی فارسی فاخته قمري واژههای دیگر با معنی «فاخته» cuckooflower گل فاخته، رجوع شود به ragged robin koel فاخته هندي، فاخته استراليايي dovetailed دم فاخته اي، دم کبوتري cuculiform بشکل فاخته . dovetial saw اره دم فاخته اي roadrunner مرغي شبيه فاخته تکزاس، کوکوسان. dovetail کام وزبانه دم فاخته اي، جفت کردن، جفت شدن ani پرندگان سياهي از خانواده ء فاخته . lewis يکجور اسباب سنگ بلند کني که زبانه دم فاخته، اي دارد turtledove قمري، فاخته، رجوع شود به mourning dove