ringlety معنی فارسی حلقه دار ، گلاله دار ، مانند حلقه ياطره زلف واژههای دیگر با معنی «حلقه دار» ringed حلقه دار، حلقه وار، انگشتردار annulate حلقه دار، حلقه مانند annulose حلقه دار، حلقه وار bridged ring حلقه پل دار saddle link حلقه زين دار collet حلقه نگين دار، طوق چه padded ring حلقه پوشش دار ringbolt مهره حلقه دار articulata جانوران حلقه دار ring bolt ميخ پيچ حلقه دار