rinsing
UKrinsiŋ
US'rınsıŋ
معنی فارسی
آبکشي پس مانده آبکشي پس مانده
معنی کامل و مثالها
/-iŋ/n.
● (معمولا جمع)
● آبگونه (که با آن چیزی را آبشور میکنند)، مایع شستشو، شویه، محلول، آبمایه
● رجوع شود به: dregs
● آبشویی، آبکشی، وضو
تعریف انگلیسی
noun
- the removal of soap with clean water in the final stage of washing