دیکشنری فارسی

rinsing

UKrinsiŋ US'rınsıŋ

معنی فارسی

آبکشي پس مانده آبکشي پس مانده

معنی کامل و مثال‌ها

/-iŋ/n.

● (معمولا جمع)

● آبگونه (که با آن چیزی را آبشور می‌کنند)، مایع شستشو، شویه، محلول، آبمایه

● رجوع شود به: dregs

● آبشویی، آبکشی، وضو

تعریف انگلیسی

noun
  1. the removal of soap with clean water in the final stage of washing

واژه‌های دیگر با معنی «آبکشي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن