دیکشنری فارسی

rinse

USrıns

معنی فارسی

آب کشيدن آبکشي کردن غسل دادن آب کشيدن شستن

معنی کامل و مثال‌ها

/rins/n., vt.

شستشو دادن یا کردن، زیر آب گرفتن، در آب فروکردن، (معمولا بدون صابون و غیره و فقط با آب) شستن، آبشور کردن

to rinse an empty bottle

بطری خالی را شستن

my father used to rinse his mouth after each meal

پدرم پس از هر خوراک دهانش را شستشو می‌داد.

(مثلا پس از شستن با صابون) آب کشیدن

to rinse clothes

لباس‌ها را آب کشیدن

he washed his hand with soap and rinsed them three times

دست‌هایش را با صابون شست و سه بار آب کشید.

(پارچه و غیره را) در رنگ فرو کردن، رزیدن

شستشو، آبکشی، وضو، آبشوری

(آب یا آبگونه‌ای که با آن آبشوری می‌کنند) محلول، آبگونه، مایع، آب، شویه

موشویه، رنگ مو

(به گیسو) رنگ زدن، موشویه زدن

تعریف انگلیسی

verb
  1. a liquid preparation used on wet hair to give it a tint
  2. the removal of soap with clean water in the final stage of washing
  3. the act of giving a light tint to the hair
  4. washing lightly without soap
  5. wash off soap or remaining dirt “Verb Frames:” “Somebody ----s” “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody” “They rinse the cape”
  6. clean with some chemical process “Verb Frames:” “Somebody ----s something” “They rinse the cape”
  7. rinse one's mouth and throat with mouthwash “gargle with this liquid” “Verb Frames:” “Somebody ----s”

مترادف‌ها

verb active
Wash (lightly), lave.

واژه‌های دیگر با معنی «آب کشيدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن