دیکشنری فارسی

riparian

معنی فارسی

کرانه نشين ، ساحل نشين ، ساحلي ، کرانه اي ،

کسيکه درکرانه رودخانه ملک دارد

معنی کامل و مثال‌ها

/ri per´ē ǝn, rī-/adj.

وابسته به یا نزدیک به یا زیست کننده در ساحل رود (وگاهی دریاچه)، رود کنار، رودکناری، رودکنارزی

riparian states

ایالت‌های کنار رودخانه

riparian birds

پرندگان رود کنارزی

riparian scenery

منظره‌ی رود کنار (کنار رودخانه)

رجوع شود به: littoral

وابسته به حقوق مالک زمین کنار رودخانه

واژه‌های دیگر با معنی «کرانه نشين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن