riverain معنی فارسی رودخانه اي کرانه نشين ساحل نشين ساکن ساحل رودخانه واژههای دیگر با معنی «رودخانه اي» fluvial رودخانه اي، نهري، شطي potamic رودخانه اي، وابسته برودها subcritical flow جريان رودخانه اي riverine داخل رودخانه اي يا ساحل رودخانه اي Acheron رودخانه افسانه اي در عالم اسفل(جهنم)، دوزخ، عالم اسفل. tidal river رودخانه اي که اب دريادرنزديکي دهانه ان، طغيان مي کند ferryboat کرجي اي که باسيم ياطناب ازيکسوي رودخانه، بسوي ديگربرده ميشود ferrybridge کشتي اي که قطار راه اهن را ازروي رودخانه، ياخليج ميبرد rollway لوله اي که در آن کنده ها را به رودخانه سرازير، ميکنند niagara nexus نياگارا، رودخانه اي در امريکاي شمالي، آبشار