دیکشنری فارسی

fluvial

UKfluːviəl US'flu:vıəl

معنی فارسی

رودخانه اي ، نهري ، شطي ،

زندگي کننده در رودخانه ، پيداشده رودخانه

معنی کامل و مثال‌ها

/flōō´vē ǝl/adj.

● وابسته به رودخانه، (یافت شونده یا تولید شونده در رودخانه) رودی، رودخانه‌ای، رودزاد، رودآورد، رودیافت، رودزی (fluviatile هم می‌گویند)

fluvial plants

گیاهان رودزی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to or happening in a river “fluvial deposits” “Pertains to noun: river”

واژه‌های دیگر با معنی «رودخانه اي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن