fluvial
UKfluːviəl
US'flu:vıəl
معنی فارسی
رودخانه اي ، نهري ، شطي ،
زندگي کننده در رودخانه ، پيداشده رودخانه
معنی کامل و مثالها
/flōō´vē ǝl/adj.
● وابسته به رودخانه، (یافت شونده یا تولید شونده در رودخانه) رودی، رودخانهای، رودزاد، رودآورد، رودیافت، رودزی (fluviatile هم میگویند)
fluvial plants
گیاهان رودزی