rippler معنی فارسی موجدار. واژههای دیگر با معنی «موجدار.» tabbies حرير موجدار، اعتابي، گربه ماده tabby حرير موجدار، اعتابي، گربه ماده corrugated sheet صفحه موجدار، کنگره اي، ورقه کنگره اي corrugated tube لوله موجدار corrugated cardboard مقواي موجدار، مقواي محکمي که در، بسته بندي بکار مي رود corrugated skin پوسته موجدار wave winding سيم پيچ موجدار corrugated rolling mill دستگاه نورد ورق موجدار multiplex wave winding سيم پيچ موجدار چند راهه undulate موج نما، موجي، موجدار