rivage معنی فارسی کرانه ساحل معنی کامل و مثالها /riv´ij/n.● (قدیمی) ساحل، کرانه واژههای دیگر با معنی «کرانه» near shore کرانه، کرانه اي، نزديک به ساحل long shore کرانه اي، وابسته بدريا کنار littoral کرانه اي، ساحلي، کرانه long-shore کرانه اي، ساحلي limicoline کرانه زي lugworm کرم کرانه riparian کرانه نشين، ساحل نشين، ساحلي sea coast کرانه دريا، ساحل دريا، دريا کنار sandbank کرانه ماسه، ساحل شني. sea shore کرانه دريا، ساحل